فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
78
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
علم آن واقعه سازند ، نه آنكه مراد از خصوصيّت روز باشد ، چه تواند بود كه آن حوادث در ايّام متعدّد « 1 » يا ليالى واقع شود ، مثل آنكه گويند يوم قادسيّه و يوم صفّين ؛ و مراد واقعهء حادثه ، و محاربهء واقعه در موضع قادسيّه و صفّين باشد و اگر چه هر واقعهاى از آن در ايّام و ليالى بوده . از اين جاست كه اهل تفسير گفتهاند : مراد به « ايّام اللّه » وقايع است ، چنانچه مذكور شد . و چون فحواى آيت دلالت كرد ، بدان كه انبيا مأمور بودهاند بدانكه امم را تذكير نمايند به وقايع و حوادث امم سالفه . پس علم به وقايع امم سالفه و حوادث ماضيه كه عبارت از علم تاريخ و قصص است از جملهء علومى باشد كه در تذكير امّت ضرورى است ، و از اين آيت و امثال او كه حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - مأمور شده كه قصص و وقايع سابقيان بر امّت خواند ، مثل وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ نُوحٍ [ 10 / 71 ] و غيره . با آنكه تفصيل آن اخبارگاه هست كه در كتاب مجيد مذكور نيست و علم بدان محتاج است به تصفّح كتب مدوّنه در فنّ تاريخ ، [ پس ] « 2 » استنباط توان ( 39 - ر ) نمود كه علم قصص و تاريخ ، مطلقا از علوم ضروريّهء مهمّه است در دين محمّدى - صلوات اللّه عليه و سلامه - . و نيز مخفى نماند « 3 » كه بعض « 4 » آيات كه مشتمل است بر قصص ، يا اشارت است به قصّهاى كه در اصل كتاب مذكور نيست و تحقيق آن حواله به علم تاريخ است ، فهم حقيقت معنى آن آيت به دانستن علم تاريخ موقوف خواهد بود . پس در فهم بعض آيات قرآن ، علم تاريخ و قصص محتاج اليه باشد و هر چه در فهم معانى كتاب محتاج اليه باشد ، تعلّم « 5 » آن از فروض « 6 » كفايات خواهد بود . پس اگر علم قصص و تواريخ را على الاطلاق از فروض كفايات شمرند ، دور نيست . و علما ، علم تاريخ را از جملهء علوم عربيّهء ادبيّه شمردهاند و معلوم باشد كه تدوين اكثر علوم عربيّه جهت آن است كه ادراك معانى الفاظ كتاب و سنّت فى الجمله بدان نوع
--> ( 1 ) . P : متعدده ( 2 ) . FP : ندارد ، از K : افزوده شد ( 3 ) . P : نيست ( 4 ) . P : بعضى ( 5 ) . F : بقلم ( 6 ) . P : فرض